تو سایه ات را به عابران خسته می بخشی

و در بهار شکوفه هایت چه رنگارنگ می شوند

پرستوها دوباره به سویت باز می گردند

وقتی خورشید به برگهای سبزت می تابد

آدم خسته از هر سو که بیاید تورا میبیند

که چگونه می درخشـــــــــی

تو تک درختـی هستـــــی که

برگهایت را با وزش نسیم

رقصان به زمین می اندازی

و سپیده دم با عطر گل های تو روشن می شود  

 

  HAPPY YEAR

 

N نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 14:23 توسط حبیب |