صفحه در حال
بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
|
|
|
.: گم شده :. |
مـــن اکـنـــون گـــم شـــده ام در حـــیاط تنـــهایـی خــــویـــش خانه ای که پنجره هایش به اندازه ی دیدن توست و پله هایش موزون با ظرافت قدم هایت و در آن مــــوســـیـقــی اســـت که نا خودآگاه همراه آن می گویی تنها گل های زرد است که می رویند و درختانــــــی که از دیــوار بالا آمــده اند و تو را در میان کوچه های خیس می جویند تمام آرزوهای دلم را به یکباره به دست باد دادم
N
نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 1:15 توسط حبیب |
|